|
ری را فقط حرفای دلم
| |||||
|
سالها پیش مادرت گفت آدمهای همجنس تو لیاقت ندارن! باور نکردم اما حالا با گذشت این همه زمان ایمان دارم که تمام هم جنس های تو اصلا آدم نیستند تنها گونه ای از حیوانات هستندکه به روی دوپا راه می روند و غریزه ایشان عقلشان را ذایل کرده مدتها بود دیگه تصویری از تو در ذهنم نداشتم تا اینکه در دنیای مجازی دیدمت، و هیچ نبود حتی ذره ای دلتنگی برای حیوانی که ادعای انسان بودن می کرد... موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 91/02/29 ] [ 0:32 ] [ ری را ]
حالم به هم می خوره ... دقیقا از تو که می دونی چی قرار بوده بشی و چی شدی آره از تو متنفرم [ 91/02/28 ] [ 23:39 ] [ ری را ]
خبرداری که گاهی زندگی ننگه!!!
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 91/01/18 ] [ 12:28 ] [ ری را ]
[ 91/01/17 ] [ 21:41 ] [ ری را ]
آخرین روزهای تعطیلات هم گذشت و فردا دوباره همه در تلاطم و جنب و جوش زندگی چندروز به همه مرخصی داده بود البته که خیلی ها سرکار بودن با وجود تعطیلات یا گرفتار بودن اما انگار سرعت زندگی کند شده بود و انگار این واسمون خوشایند بود ... دلم یه حوض پر از ماهی می خواد و یه حیاط پر از شمعدونی و پامچال و یه دل خوش ... موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 91/01/13 ] [ 12:6 ] [ ری را ]
[ 91/01/07 ] [ 21:12 ] [ ری را ]
مثل یه شب پر از آرامش بود، حتی وقتی رفت با خودش بغض به جا نذاشت آروومم خیلی آروم ...
موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 90/11/22 ] [ 21:45 ] [ ری را ]
کوچه لره سو سپ میشم ائله گلسین ائله گئتسین ساماوارا اوت سالمیشام یاریم گئدیپ تک قالمیشام کوچه لره سو سپ میشم ائله گلسین ائله گئتسین
موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 90/11/06 ] [ 0:6 ] [ ری را ]
موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 90/11/05 ] [ 22:59 ] [ ری را ]
[ 90/11/04 ] [ 16:20 ] [ ری را ]
[ 90/11/01 ] [ 0:27 ] [ ری را ]
روزها میاد و میره چه سخته وقتی فکر کنی دیگه بر نمی گرده دلم برای روزای گذشته تنگ میشه و از اومدن فردا ها میترسه...
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 90/10/29 ] [ 17:27 ] [ ری را ]
«اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد ،
ستاره من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد ، شاید من اصلاً ستاره نداشتهام!» " بوف كور"
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 90/10/24 ] [ 22:15 ] [ ری را ]
میروی و من فردای بعد از رفتنت را خوب میتوانم تصور کنم، کمی رفتنت دیر شده میدانم این را هم خوب میفهم حالا که خودم کوله ات را بسته ام به چشمانم خیره شده ای و قرار عذرخواهی میگذاری برای آنکه میروی و نه دیگر بامن! گاهی چه خوب خودم را گول میزدم به اندازه تمام لحظات باهم بودنمان کلاهی بزرگ به سر گذاشتم و چه عمقی داشت تا گردن در آن فرورفته بودم خودم را که تصور میکنم خنده ام میگیرد... چیزی نمیدیدم از این شوخی سرخوش شده بودم اما میدانستم به نقطه کور و ته ماجرا دل بسته ام. تنها چیزی که نفهمیدم این زمانی بود که وعده ات را با من به تاخیر انداختی! چندروزی سخت میگذرد و میگذرد و مییییییییگذرد.
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 90/10/24 ] [ 22:10 ] [ ری را ]
[ 90/10/23 ] [ 11:43 ] [ ری را ]
پاسی از شب گذشته، با اینکه دیشب هم اصلا خواب خوبی نداشتم اما امشب هم خواب از چشم هام رفته،تو پرانتز بگم الان باید سر درسام باشم اما... امروز توی وبلاگ ها غرق شدم امروز باز شدم همون مریم گذشته های خیلی دور امروز دلم برای مریم خودم تنگ شد، نخندید آره یه مریمی بود به جبر روزگار و قرار به بزرگ شدن، شد اینی که الان هست اما بی خبر از اینکه هنوز تو وجودش همه چی دست نخورده باقی مونده. آه کاش الهه الان پیشم بودی تا برات میگفتم هنوزم دوستدارم توی نوشته ها گم بشم برمو تو متن داستان عشقو لذت و مرگ و یه فنجون قهوه رو بچشم ، و تو باز بهم بگی مریم برگرد اینجا یه زندگی هست که تو سرکارش گذاشتی.. امروز بعد از مدتها خودخوری برای الهه گفتم چقدر از این دنیا دلگیرمو خسته و چقدر همه چیز به نظرم کثیفو حالم بهم زن شده اما نمی شه زندگی نکرد نمیشه مرد و از دست همه راحت شد...
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 90/10/14 ] [ 0:34 ] [ ری را ]
دلم میخواست بگم خسته ام از اشتباهاتم اما دیدم اینم یه اشتباه دیروز یکی از دوستام میگفت تصمیم گرفتم بزگ بشم و شدم میشه منم تصمیم بگیرم اشتباه نکنمو بشه؟؟؟
موضوعات مرتبط: چرند و پرند [ 90/09/30 ] [ 23:4 ] [ ری را ]
بعد از مدتها اینجا نشسته ام... روبروی تو روبروی کسی که می گوید دوستت دارم اما من باور نمی کنم باورش سخت است خب به من گفت دوستتدارم دوستداشتن یعنی چه که تو نمی فهمی؟؟؟ بهم گفتی دوستداشتن یعنی چی ه تو نمی فهمی... آره سخته فهمیدنش یادم میاد روزی رو که بهش گ...
موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 90/09/15 ] [ 20:56 ] [ ری را ]
امروز می خوام بهش سخت بگیرم تا بعد دوباره عقلم طلبکارم نشه که چرا گذاشتی کار به اینجا بکشه!!!
موضوعات مرتبط: عاشقانه ها [ 90/04/29 ] [ 23:31 ] [ ری را ]
نمی دونم حق دارم یا نه؟ نمی دونم باید ناراحت باشم یا نه؟ نمی دونم چرا همیشه خدا دست میگذاره روی تنها دلخوشی آدم و از آدم می گیره.... از خدا هم دلم گرفته می دونم باید خودم رو کنترل کنم اما نمی دونم توانش رو دارم یا نه. تمام ذهنم پر از گله است گله از همه چی؟؟؟ یکی به من بگه چی تو این دنیا سرجاشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ خدا دمت گرم این پست مال شهریور پارساله اما انگار حال امروز منو داره میگه این یعنی تکرار یعنی روزهای زندگی همش داره تکرار میشه نه نه روزهای زندگی نیست مریم اشتباهات تو داره هربار تکرار میشه به خدا هم ربطی نداره
[ 90/04/29 ] [ 23:25 ] [ ری را ]
|
|||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||